no-img
خرید مقاله | انجام مقاله|انجام پایان نامه|چاپ مقاله|اکسپت| پروژه آنلاین|انجام مقاله در تهران

چاپ مقاله جرایم غیرمهلک علیه شخص | خرید مقاله | انجام مقاله|انجام پایان نامه|چاپ مقاله|اکسپت| پروژه آنلاین|انجام مقاله در تهران


خرید مقاله | انجام مقاله|انجام پایان نامه|چاپ مقاله|اکسپت| پروژه آنلاین|انجام مقاله در تهران
انجام مقاله | چاپ مقاله | خرید مقاله | اکسپت | 02166435682
انجام پروژه

adsads
Untitled Document Screen Resolution Statistics

ادامه مطلب

TXT
چاپ مقاله جرایم غیرمهلک علیه شخص
امتیاز 5.00 ( 1 رای )
txt
شهریور ۱۲, ۱۳۹۷

چاپ مقاله جرایم غیرمهلک علیه شخص


چاپ مقاله جرایم غیرمهلک علیه شخص

. چهارچوب کلی

۷-۰۶۱ جرایم بسیاری وجود دارند که کارکرد آن‌ها پرداختن به آسیب‌های غیرقانونی وارده بر شخص دیگر است. در قسمت اول این بخش، بیش از هر چیز به جرایمی خواهیم پرداخت که عموما در دادگاه‌های خودمان مشاهده می‌شود. جرایم بر حسب افزایش شدت عبارتند از: تعرض معمولی، تعرض با آسیب بدنی واقعی، ایراد جرح غیرقانونی و ایراد جرح بدنی شدید با نیت آسیب بدنی شدید یا با نیت مقاومت در برابر بازداشت و غیره. ما همچنین لازم است که سئوال کلی مربوط به اثر رضایت بزه‌دیده نسبت به هر فعالیتی که مصداق هر کدام از این جرم‌ها می تواند باشد را نیز در نظر بگیریم. در بخش دوم به جرایمی نظیر تجاوز به عنف و تجاوز جنسی نظر خواهیم کرد که در جهت کنترل فعالیت معین جنسی هستند. در اینجا لازم خواهد بود که هر دو فعالیت دگرجنس‌گرایی و همجنسگرایی مورد توجه قرار گیرد و خواهیم دید که موضوع رضایت از اهمیت بخصوصی در این زمینه برخوردار است.

در آغاز کار لازم به توضیح است که باوجود اینکه ما از یک سلسله‌مراتب صعودی جرایم در پاراگراف قبلی صحبت کردیم، اما در حقیقت چنین نظم و بخش بندی مشخص و منظمی از جرایم وجود ندارد. جرایم علیه شخص قانون مصوب ۱۸۶۱ که بخش عمده جرایم موجود جاری علیه شخص در آن آمده است، ۱۴۸ سال قدمت دارد. حتی زمانیکه پیش‌نویس این قانون در حال نگارش بود، تنها سعی بر ادغام و جمع آوری قوانین موجود از جرایم بود و تلاشی در جهت اصلاح یا تدوین قوانین بعمل نیامد. نتیجه این شد که ناهنجاری‌های معینی بوجود آمد نظیر اینکه درحالیکه ایراد جرح غیرقانونی تحت بند ۲۰ گرچه آشکارا بنظر می‌رسد که جدی‌تر از ضرب و جرح با آسیب بدنی باشد، اما برای هر دو حداکثر پنج سال زندان مجازات در نظر گرفته شده است. کمیسیون حقوقی و دولت هر دو پیش نویسی از طرح‌های پیشنهادی ارائه دادند که سلسله مراتب عقلایی از جرایم در برابر شخص بوجود می‌آورد. در ترکیب استیناف‌های svage و Pannenter، مجلس اعیان از فرصت مقداری تاثیرگذاری بر عقلایی‌سازی ضمنی این جرایم برخوردار شد؛ اما متاسفانه همانگونه که خواهیم دید، از این فرصت استفاده به عمل نیامد.
چاپ مقاله،انجام مقاله،اکسپت،انجام مقاله درتهران،خرید مقاله،انجام مقاله در تهران،بهترین موسسه انجام مقاله،خریدمقاله علمی،انجام مقاله علمی،مقاله نویسی،انجام مقاله نویسی،اکسپت مقاله،انجام مقاله در ایران،انجام مقالات علمی پژوهشی،انجام مقاله به شرط اکسپت،انجام مقاله ایمپکت دار،خرید مقاله ایمپکت دار،خرید مقاله

  1. تعرض معمولی

در حقوق عرفی عبارت تعرض معمولی در بردارنده دو جرم جداگانه بود؛ تعرض و ایراد ضرب؛ در Collins v Wilcock، رابرت گاف ال.جی در توصیف این تفاوت چنین می‌گوید:

«در قانون بین تعرض و ایراد ضرب تفاوت وجود دارد بگونه‌ای که فهم آن برای لغت‌شناسان آسانتر از شهروندان معمولی است. تعرض عملی است که فرد با احتمال وارد آمدن قریب الوقوع یک فورس غیرقانونی از سوی فرد دیگر احساس بیم و نگرانی می‌کند؛ ایراد ضرب به معنی وارد آمدن واقعی فورس غیرقانونی بر شخص دیگر است.»

بنابراین اگر D مشت خود را بالا برد تا ضربه‌ای بر صورت P وارد کند و P بترسد که D با مشت بر بینی او خواهد زد، این یک تعرض است و زمانیکه D واقعا با مشت بر بینی P ضربه وارد کند، این به معنی ایراد ضرب خواهد بود. در حقوق جزا، زمانیکه حقوقدانان از اصطلاح «تعرض» استفاده می‌کنند، هم تعرض و هم ایراد ضرب منظور نظرشان است. باید بخاطر داشت که این دو جرم از یکدیگر متمایز هستند.»

  1. A. تعرض

(i) در قسمت قبل همانگونه که عنوان شد، کاف ال.جی گفت که تعرض عملی است که باعث می‌شود که فرد دیگر از بابت اعمال فورس قریب الوقوع علیه او احساس و بیم و نگرانی بکند. از این‌رو همانگونه که فوقا اعلام شد، اگر D مشت خود را برای زدن P بلند بکند، هرگاه P بیم آن را داشته باشد که فرد مقابل قصد زدن او را دارد، او در معرض تعرض قرار گرفته است. گاهی گفته می‌شود که تعرض ایراد ضرب ناموفق است و اگرچه این ممکن است گاهی صادق باشد ولی لزوما چنین نیست. ایراد ضرب ناموفق مستلزم آن است که متهم قصد اعمال فورس غیرقانونی به بزه‌دیده را داشته باشد، درحالیکه شخصی که بخاطر تعرض تکنیکی گناهکار شناخته شده است ممکن است چنین قصدی نداشته باشد. برای مثال، اگر D یک هفت‌تیر غیرواقعی را با این قصد به سمت P بگیرد که او تصور کند می‌خواهد به او شلیک کند، این در حکم تعرض خواهد بود، اما بعنوان ایراد ضرب شناخته نخواهد شد. به همین ترتیب، اگر D سنگی را به P که در خواب است پرتاب کند و اگر سنگ با فاصله کمی از کنار P بگذرد، این در حکم ایراد ضرب ناموفق خواهد بود اما تعرض محسوب نمی‌شود چراکه P از تعرض مستقیم در بیم و نگرانی نبوده است.

باید بخاطر داشت که یک تعرض مستلزم آن است که بزه‌دیده از اِعمال فورس مستقیم احساس بیم کند. فورس، همانگونه که در بخش مربوط به ایراد ضرب خواهیم دید، تنها مستلزم تماس غیر-رضایی است؛ یک ضربه آرام بر روی شانه هم برای اینکار کفایت می‌کند.

مهم نیت که D از عملی کردن تهدیدش ناتوان باشد؛ سئوال اساسی دیدگاهی است که از رفتار و کردار D در ذهن P ایجاد می‌شود. از این‌رو اگر D یک تفنگ غیرواقعی را به سمت P بگیرد و بگوید که می‌خواهد به او شلیک کند، اگر P ایراد ضرب فوری غیرقانونی را پیش‌بینی کند، عنصر مادی تعرض محقق شده است. از سوی دیگر در پرونده Lamb که در آن L اسلحه‌ای را بسمت دوستش نشانه رفته بود و با این تصور که در گلوله‌ای در تفنگ نیست ماشه را کشیده بود؛ در این حالت هیچ حمله‌ای صورت نگرفته است چرا که دوست او فکر نمی‌کرد که گلوله‌ای شلیک خواهد شد.

آیا کلمه «فعل» در تعریف گاف ال.جی از تعرض به این معنی است که تعرض در معنای تکینیکی نمی‌تواند توسط ترک فعل تحقق یابد؟ در قیاس با پرونده etropolitan Police Commissioner Fagan v M، بنظر نمی رسد که در اصل هیچ دلیلی وجود داشته باشد که چرا یک تعرض نباید بر اساس ترک فعل استوار باشد. برای مثال، اگر D ناخواسته کاری انجام دهد که P تصور کند که D می خواهد او را بزند، قصور عامدانه D برای رفع و اصلاح این شائبه منجر به تحقق تعرض خواهد شد.

در پرونده DPP v Santana-Bennudez، یک افسر پلیس زن، یک مظنون را که معتقد بود مرتکب جرم مربوط به مواد مخدر شده است را متوقف می کند و می‌پرسد که آیا آن‌ها سوزن در اختیار دارند یا خیر. مظنون پاسخ می‌دهد که او وسایل «نوک تیز» با خود حمل نمی‌کند اما پلیس با جستجو ناگهان انگشتش با یک سوزن زیرپوستی برخورد می‌کند. دادگاه با تایید اعتقاد D مبنی بر وارد آمدن آسیب بدنی واقعی اصولی را که پیشتر دردعوی Fagan and Miller مطرح شد را بکار گرفت. هرگاه یک متهم با فعل یا با حرف یا با ترکیبی از این دو، خطری را متوجه فرد دیگر کرده و او را در معرض ریسک آسیب زای قابل پیش‌بینی دیگری قرار دهد که تحقق یابد، در اینجا یک پایه مستند برای عنصر مادی تعرض بوجود می‌آید. جرم ممکن است با شرایط ترک فعل به انجام برسد.

گاهی گفته می‌شود که ارتکاب تعرض تنها بصورت زبانی و با حرف نمی‌تواند عملی شود. این دیدگاه بنظر می‌رسد که بر پایه اظهارنظری باشد که در پرونده قدیمی Meade and Belt صورت گرفته است و امروزه طرفداران کمی دارد. در بسیاری از مواقع جاییکه تعرض بنظر می‌رسد که تنها از واژگان تشکیل شده باشد، ممکن است از سوی D اقدامی صورت بگیرد که با واژگان همراه شود. با اینحال، براساس یک مثال گویا اگر D به P تلفن بکند و به P بگوید که D وسیله منفجره‌ای را در پایه تلفن گذاشته و در عرض چند ثانیه قرار است منفجر شود، این وضعیتی است که در ان D تنها با بیان واژگان باعث شده است که P از اِعمال یک فورس فوری غیرقانونی احساس بیم و ترس کند و بنظر غیرعاقلانه خواهد بود اگر این مورد در حکم تعرض در نظر گرفته نشود. به همین ترتیب اگر در هنگام شب D در سایه پنهان شده باشد و در حین رد شدن P از کنارش با حالت نجوا به او بگوید که او پسر Jack the Ripper است، این بسیار هرس‌انگیزتر از بسیاری از اشکال دیگر تعرض خواهد بود که در آن‌ها بجای حرف، فعل در میان بوده است.

۷-۰۶۵ این مسئله اکنون با تصمیم مجلس عیان در ایرلند حل و فصل شده است. در این پروند، فرد متهم با تلفن کردن به سه زن در هنگام شب آنها را به این صورت ترسانده بود که زمانیکه آنها به تلفن جواب داده بودند او ساکت می ماند یا گاهی نفس‌های سنگین می کشید. در نتیجه زنان دچار بیماری روانی شدند. شورای ایرلند معتفد بود که تماس تلفنی همراه با سکوت نمی تواند تحت هیچ شرایطی در حکم تعرض باشد، همانگونه کلمات به تنهایی نمی تواند موجب تحقق تعرض شود. او استدلال کرد که دادگاه استیناف با فرض اینکه زنان با برداشتن تلفن فورا ترسیده‌اند و این ترس منجر به آسیب روانی آن‌ها شده است، دچار اشتباه شده است. این دادگاه طبق ارجاع D به حکمیت، از این الزام اساسی تعرض روانی مبنی بر اینکه ترس قربانی در حکم قرار گرفتن وی در معرض اِعمال فوری فورس غیرقانونی خواهد بود، چشم پوشی کرد.

لرد استین (Lord Steyn) در مورد این موضوع که آیا کلمات بتن‌هایی می‌تواند باعث تحقق تعرض شود به اظهار نظر پرداخته است. او چنین نتیجه‌گیری می‌کند که:

«این قضیه که یک اشاره می تواند موجب تحقق تعرض شود اما کلمات هرگز کفایت نخواهند کرد غیرواقعبینانه و غیرقابل دفاع است. گفتن، معادل انجام آن کار است؛ هیچ دلیلی وجود ندارد که توجیه کند چرا چیزی که گفته می شود نمی‌تواند باعث ایجاد بیم تعرض شخصی فوری شود، برای مثال، مردی که در تاریکی در یک محله به زنی نزدیک می شود و به او می‌گوید که ‘ با من بیا وگرنه با چاقو ت را خواهم زد.’ بنابراین من این قضیه را که تعرض هرگز نمی تواند با کلمات انفاق بیفتد، رد می‌کنم.»

لرد استین گفت که ضرورت دارد که کلمات و اشارات در زمینه و بافت خودشان مدنظر قرار گیرند. اگر شخصی که تلفن کرده و می‌گوید که ظرف یک دقیقه در جلوی در قربانی خواهد بود، این مسلما موجبات ترس قربانی از کاربرد مستقیم فورس غیرقانونی خواهد شد. پیام مشابه می‌تواند حتی بدون بیان واژه نیز به قربانی انتقال یابد. لرد هوپ چنین گفت:

«او از سکوت بعنوان ابزار ارسال پیام به قربانیانش استفاده می‌کرد. این بدان معنی است که او می‌دانسته چه کسی پشت تلفن است و در کجاست و هدف او دربرقراری تماس با آن‌ها به همان میزان که شرورانه بوده، عامدانه نیز بود. به عقیده من تماس‌های تلفنی صامت به اندازه کلمات یا اشاراتی که در حضور قربانی گفته یا انجام می‌گیرد، در ایجاد ترس وبیم از خشونت غیرقانونی و فوری اثرگذار است.»

۷-۰۶۶ قضات ما از این بابت دغدغه دارند که قانون نتواند از قربانیان این نوع حملات حفاظت کند. تحت قانون مخابرات مصوب ۱۹۸۴، استفاده مدام از سیستم مخابرات عمومی با هدف ایجاد مزاحمت، ناراحتی، یا اضطراب بی‌مورد در دیگران، جرم محسوب می‌شود. متاسفانه حداکثر مجازات برای این جرم شش ماه زندان است و این میزان مجازات برای برخورد با افرادی که این نوع تماس‌های وقیحانه را می‌گیرند ناکافی باشد. به همین نحو، مفاد و شروط قانون محافظت از آزار مصوب ۱۹۹۷ بسیار کمتر از آنچیزی است که باید باشد. جرم مشمول ss.1 و ۲ از قانون مربوط به در پیش گرفتن رفتاری که به آزار و اذیت دیگری منجر می‌شود و متهم می‌داند یا باید بداند که این رفتار به آزار دیگران منجرخواهد شد، مجازت شش ماه زندان برای ان در نظر گرفته شده است. در جرم جدی‌تر مشمول s.4 که حداکثر پنج سال زندان با خود دارد، مقرر شده است که قربانی حداقل دوبار بیم داشته باشد که خشونت علیه او استفاده خواهد شد؛ بسیار مشکل است که بتوان ثابت کرد که بیم قربانی بیش از خشونتی بوده است که ممکن است علیه او اعمال شود (یا نشود). تصمیم درایرلند حداقل مجاز می‌شمارد که تحت s.47 قانون جرایم علیه شخص مصوب ۱۸۶۱ (تعرض با ایراد آسیب واقعی بدنی) می تواند مطرح شود بشرطی که بیم از خضونت غیرقانونی فوری وجود داشته باشد، این درحالی است که لرد استین اذعان کرد که این الزام یک فاکتور پیچیده قابل توجهی در طرح چنین اتهامی است. اجرایی سازی cl.4 پیش‌نویس قانون جزای کمیسون حقوقی مبنی بر اینکه «این شخص گناهکار است اگر بطور عامدانه یا از روی بی توجهی به دیگری آسیب وارد کند»، می‌تواند کار را به میزان زیادی ساده کند.

اکنون آشکار است که این دیدگاه که تعرض نمی‌تواند تنها با کلمه روی دهد دیگر قابل دفاع نیست. به همین ترتیب روشن است که واژگان می‌تواند یک تعرض را منفی کند. در دعوی Tuberville v Savage، متهم با این گفته شمشیرش را بدست گرفت که، «If it were not assize time, I would not take such language from you..» در دست گرفتن شمشیر مسلما در حکم تعرض است اما کلمات نشان میداد متهم هیچ قصدی برای استفاده از شمشیرش ندارد. قربانی هیچ دلیلی برای وحشت از ایراد فورس غیرقانونی و فوری نداشته است. با اینحال توجه به این نکته مهم است که تمایز مهمی وجود دارد میان کلمات ادا شده در پرونده Tuberville v Savage و کلماتی که توسط راهزن گفته می شود: «یا پولت یا زندگی‌ات». به یک معنا قربانی می‌داند که تا زمانیکه پولش را به او بدهد هیچ حمله‌ای روی نخواهد داد، اما انکار مسئولیت جنایی در چنین شرایطی مضحک خواهد بود. در پرونده Tuberville v Savage، قربانی می‌دانست که هیچ فورسی اعمال نخواهد شد، اما در پرونده راهزن قربانی از اعمال فورس غیرقانونی احساس ترس و بیم دارد؛ این عمل بیمناک از راه خواهد رسید مگر آنکه سعی کند با راهزن مماشات کند. در این موارد حکم دادگاه‌ها بر این خواهد بود که تعرض تحقق پیدا کرده است. از این‌رو در پرونده Read v Coker3 متهم و خدمتکاران او به P نزدیک شدند درحالیکه آستین‌هایشان را بالا میزدند، پیش‌بندشان را زیر شلوارشان گذاشتند و تهدید کردند که اگر P ساختمان را ترک نکند گردنش را خواهند شکست. دادگاه هیچ شکی نداشت که این مصداق تعرض است.

(ii) بیم و هراس باید ناشی از اعمال قریب الوقوع فورس باشد

۷-۰۶۷ گفته می‌شود که قربانی باید بیم آن را داشته باشد که فورس غیرقانونی فورا بر او اعمال خواهد شد. تهدید به اعمال فورس در زمان آینده نمی تواند تعرض محسوب شود. به همین خاطر دادگاه‌ها این امادگی را یافته‌اند که معنای نسبتاً وسیعی به واژه «فوری (=قریب الوقوع)» بدهند. از این‌رو، در پرونده Smith v Chief Superintendent، Woking Police Station، دادگاه بخش حکم کرد که قضات دادگاه حق دارند نتیجه بگیرند که زنی که می بیند که متهم از میان پنجره اتاق خوابش شب هنگام نگاه می‌کند از بیم تعرض فوری دچار بیم و ترس می‌شود. به همین نحو، درپرونده Lewis، که در آن شوهر همسرش را در پشت درب قفل شده تهدید به خشونت می‌کرد، دادگاه حکم داد که زن که بدلیل پرش از پنجره آپارتمان به بیرون دچار آسیب بدنی شدید شده بود، از اعمال فورس فوری دچار بیم و هراس شده است.

(iii) فورس و فشار مورد بیم باید غیرقانونی باشد

۷-۰۶۸ اگر P به D تعرض کرده باشد و در آن حال D تهدید کند که اگر P از کار خود دست نکشد چاقوی او را خواهد گرفت، این نمی‌تواند در حکم باشد. همه این‌ها بستگی به این خواهد داشت که آیا خشونت تهدید شده در آن شرایط افراطی بوده است یا خیر. اشخاص ممکن است از چنین اعمال فشاری بر حسب شرایط برای جلوگیری از جنایت استفاده کنند و از خودشان یا دیگری از اموالشان دفاع کنند. از این‌رو D خق خواهد داشت که از فورس و فشار معقول برای پس راندن متجاوز به اموالش استفاده کند. با اینحال، تهدید به استفاده از چاقو علیه متجاوز برای دور کردن وی ممکن است درجاتی از تهدید غیر قابل قبول را با خود داشته باشد و نتیجتا در حکم تعرض باشد.

  1. B. عنصر مادی ایراد ضرب

 ۷-۰۶۹ پیش‌تر دیدیم که لرد گاف گفت که ایراد ضرب «ایراد واقعی ضرب و جرح به شخص دیگر است». نکات گوناگونی باید از همان ابتدا درک شود درغیر اینصورت ممکن است تعبیر اشتباهی از این جرم بوجود آید. اول اینکه کلمه «فورس» لزوما به این معنی نیست که قربانی دچار آسیب یا جراحتی شود؛ کوچکترین تماس بدن دیگری در حکم فورس خواهد بود. ثانیا، در تعارض کامل با تعرض روانی یا فنی، قربانی ضرب و جرح لازم نیست که از وقوع فورس مطلع باشد. اگر متهم به آرامی به پشت شاکی بخزد و از پشت فورس به او وارد کند، در اینجا این در حکم ایراد ضرب خواهد بود. در واقع، ایراد ضرب حتی مستلزم آن نیست که شاکی از فورس در زمان وقوع آن آگاه باشد. برای مثال، در پرونده Kingston، مجلس اعیان حکم کرد که سوءاستفاده جنسی متهم از یک جوان از هوش رفته در حکم تعرض است. دادگاه همچنین مقرر کرده است که اعمال فورس به لباس‌هایی که شاکی آن را پوشیده است درست به اندازه فورسی که به شخص واقعی شاکی اعمال شود، در حکم ایراد ضرب است.

در یکی از معمول‌ترین پرونده‌ها، شاکی بطور مستقیم برای مثال با تعرض به قربانی با مشت یا سلاح، به او فورس وارد می‌کند. در پرونده Savage، گلیدول ال.جی حکم کرد که متهم با بکارگیری فورس، اقدام به ایراد ضرب عمدی کرده است؛ مشخص شد که متهم دچار آسیب بدنی نشده است. حتی آزاد کردن سگ برای تعرض به شاکی نیز در حکم ایراد ضرب خواهد بود.

در برخی از صلاحیت‌ها از این دیدگاه که ایراد ضرب مستلزم بکارگیری مستقیم فورس بر دیگری است،- چه از طریق مشت یا سلاح توسط متهم- پشیتبانی می‌شود. طبق برخی از این صلاحیت‌ها، بکارگیری غیرمستقیم فورس نمی‌تواند تعرض محسوب شود. با اینحال، سایر صلاحیت‌ها حکم کرده‌اند که بکارگیری کمتر مستقیم فورس در حکم ایراد ضرب خواهد بود. در پرونده Clarence، قضاتی با نام‌های استفان و ویلز معتقد بودند که کندن گودال برای دیگری برای سقوط فرد دیگر در آن در حکم تعرض خواهد بود. در پرونده Martin، M درب خروجی سالن تئاتر را با یک میله آهنی قفل کرد. او سپس چراغ‌ها را خاموش کرد و فریاد زد «آتش». برخلاف s.20 از قانون جرایم علیه شخص مصوب ۱۹۸۱ در رابطه با چندین شخصی که در پی وحشت با درب برخورد کرده بودند، او متهم به ایراد آسیب بدنی شدید شد.

تصدیق‌نامه‌ای توسط دادگاه بخش در پرونده Haystead v Chief Constable of Derbyshire فراهم شد مبنی بر اینکه ایراد ضرب و جرح می‌تواند با اعمال فورس غیرمستقیم نیز روی دهد. فکت‌ها مستقیم و سرراست بودند و هیچ مناقشه‌ای در مورد آن وجود نداشت. D دوبار بصورت قربانی ضربه وارد کرده بود درحالیکه او آگاه بود که زن قربانی یک کودک سه ماهه در دستش دارد. ضربات باعث شد که بچه سقوط کند و زمانی که به زمین خورد دچار آسیب شد. D متهم به تعرض معمولی با وارد کردن ضربه به متهم شد. هیچ چالشی درخصوص معنی ارائه شده از ایراد ضرب و جرح در اظهار نظر مربوط به رویه دادخواست کیفری ارائه شده توسطArchbold  وجود نداشت؛ «فعلی که یک شخص بواسطه آن بطور عامدانه یا از روی بی توجهی یک فورس غیرقانونی به شاکی وارد می‌کند». D سعی کرد که دادگاه را مجاب کند که عبارت «بکارگیری فورس» مستلزم آن است که متهم تماس فیزیکی مستقیمی با شاکی باشد؛ چه از طریق بدن برای مثال از طریق مشت و چه از طریق یک واسطه تحت کنترل متهم برای مثال سلاح. دادگاه بخش با تایید نظر D تاکید کرد که پیوند علّی می تواند میان فعل D و نتیجه یعنی فورس غیرقانونی وارده به نوزاددر هنگام برخرود با زمین برقرار شود. قاضی لاوز چنین نتیجه گرفت:

«در پرونده‌هایی از این دست بنظرم چنین می‌رسد که درست آن است که جرم تعرض با ایراد ضرب باید وجود داشته باشد تا بتوان به رفتار متهم بصورت کیفری رسیدگی کرد.»

(i) آیا مسئولیت ایراد ضرب می‌تواند بر پایه ترک فعل استوار شود؟

۷-۰۷۰ عموما مودر پذیرش است که ایراد ضرب و جزح زمانی واقع می‌شود که D چاله‌ای را برای P بکند تا او در آن سقوط کند. اگر چه این موضوع را می‌توان در قالب ترک فعل تعریف کرد ولی آسیب و جراحت متعاقب به P توسط فعل مثبت بر بخشی از D وارد می‌شود و نه صرفا با قصور در انجام فعل. با اینحال، تصورکنید که باغبان D گودال بزرگی را کنده است و به D درباره آن در هنگام ترک محل گفته باشد. D می‌داند که P بعدا با او ملاقات دارد و عامدانه از هشدار دادن به او در مورد گودال قصور کند و امیدوار باشد که P در داخل گودال بیفتد. آیا اگر P به داخل گودال بیفتد D به جهت ایراد ضرب و جرح گناهکار شناخته خواهد شد؟ در پرونده Fagan v Metropolitan Police Commissioners، قاضی جیمز چنین گفت که، «برای اینکه این جرم ایجاد شود بخری افعال عامدانه باید به اجرا درآمده باشد؛ ترک فعل به تنهایی نمی‌تواند در حکم تعرض باشد.» در پرونده Fagan، D بطور تصادفی خودرویش را بر روی پای یک پلیس پارک کرده بود. زمانیکه از او خواسته شد که به جلو جرکت کند تا پای پلیس رها شود او از انجام این کار سرباز زد. دادگاه بخش حکم کرد که ایراد ضرب و جرح یک جرم ممتد است و بنابراین شرایط وقوع جرم تنها بشرطی براورده خواهد شد که متهم عنصر معنوی برای بکارگیری فورس غیرقانونی طی زمانی که خودرو بر روی پای پلیس پارک شده بود را براورده کرده باشد. با این پرونده بعنوان ترک فعل برخورد نشد. معهذا با پیروی از تصمیم مجلس اعیان در پرونده Miller عنوان می‌شود که موقعیت چندان مشخص نیست. در پروند Miller، مجلس اعیان دوره‌گردی را که با انداختن سیگار روشن منجر به آسیب به اموال شده بود مسئول شناخته شد. مسئولیت او بر پایه وظیفه‌اش برپایه اقدام و آگاه کردن دیگران از خطری که وجود داشت استوار بود. بنابراین اگر D فورس غیرقانونی بر P اعمال کند و اگر زمانیکه او از آنچه که انجام داده آگاه شود و بطور عامدانه یا از روی اهمال اقدامی برای حذف فورس غیرقانونی نکرده باشد، ترک فعل او را مسئول کاری خواهد کرد در حکم ایراد ضرب و جرح است. پشتیبانی از این دیدگاه را می توان در پرونده DPP v K3 پیدا کرد که در ان K، بچه مدرسه‌ای، برای آنکه از گیر افتادن بخاطر برداشتن اسید سولفوریک از کلاس درس اجتناب کند، وآن را برداشته و به توالت می برد و آن را در داخل هواخشک کن داغ می‌ریزد. قصد او این بود هرچه زودتر آن را بردارد. با اینحال قبل از آنکه قادر باشد برگردد و اسید را بردارد، دانش‌آوز دیگر از خشک‌کن استفاده کرد و بطور دائم توسط اسیدی که به صورتش پاشیده بود دچار جراحت شد. قاضی پارکر مسئولیت K در مورد تعرض را بر پایه این واقعیت استوار کرد که K کاملا می‌دانست که وضعیت خطرناکی ایجاد کرده است. پیشنهاد می‌شود که اگر فکت‌های پرونده Fagan در دادگاه‌های ارائه ارائه می‌شد، در همان راستا که در گذشته وجود داشت با آن برخورد می‌شد. پس ازآنکه او تشخیص داد که خودرو را بر روی پای پلیس پارک کرده است وظیفه راندن خودرو و رها کردن پای پلیس از زیر چرخ مطرح می‌شود. از این‌رو، در این مواقع بنظر می‌رسد که ایراد ضرب می‌تواند بر پایه ترک فعل استوار باشد. اخیرا در پرونده DPP v Santana-Bermudez این مورد تایید شد و در آن تاکید شد که جرم می‌تواند در شرایط ترک فعل صورت گیرد، کمااینکه قصور در هشدار به افسر پلیس خانم درباره حضور سوزن زیرپوستی روی دهد چنین حالتی دارد.

همین نوع رویکرد را می‌توان نسبت به یک وضعیت فرضی داشت که توسط Ormerod مورد بحث قرار گرفت. آن‌ها با بیان اینکه عموما پذیرفته شده است که ایستادن صرف D در جای خود در خیابان تا اینکه P مجبور شود در حین عبور با او تماس پیدا کند، متفاوت از موردی خواهد بود که در آن D در گوشه‌ای از کریدورنشسته باشد و زماینکه می‌شنود که P نزدیک می‌شود پاهایشن را دراز کند. بی شک این در حکم ایراد ضرب و جرخ خواهد بود اگر D پای خود را دراز کند تا P با آن برخورد کند، بنابراین پس چرا نباید اگر D زمانیکه از نزدیک شدن P خبردار می‌شود و بطور عامدانه پاهایش را دراز می‌کند که احتمالا با پای P برخورد خواهد کرد آن را در حکم ایراد ضرب و جرح دانست؟ بنظر این استدلال قابل قبول می‌رسد که زمانیکه D تشخیص بدهد که با دراز کردن پاهایش یک وضعیت خطرناک ایجاد کرده است، موظف به حذف خطر خواهد بود. اگر D در پیاده رو بصورتی می‌ایستاد که P مجبور شود میان برخورد با D یا قدم گذاشتن در یک مسیر شلوغ یکی را انتخاب کند، آیا وضعیت مشابه نمی‌بود؟

پاسخ مطمئنا «بلی» است.

(ii) رضایت و موضوعات مربوط به همدستی

۷-۰۷۱ از آنجاییکه ایراد ضرب و جرح مستلزم وجود سند و مدرکی مبنی بر این که قربانی دچار آسیب شده باشد نیست، تنها اینکه قربانی توسط متهم تماس بدنی پیدا کرده باشد کفایت می کند و قانون این مورد را مد نظر قرار داده است که ممکن است قربانی نسبت به تماس بدنی از سوی متهم راضی بوده باشد. هرگاه شخصی که بر او فورس وارد شده راضی باشد، هیچ ایراد ضرب و جرحی اتفاق نیفتاده است. اگر با فقدان رضایت بجای آنکه بعنوان دفاع برخورد شود آن را بعنوان یک عنصر جرم در نظر بگیریم این موضوع معنادارتر خواهد بود، اما مجلس اعیان در پرونده Brown بنظر می‌رسد که آن را بعنوان یک دفاع در نظر می‌گیرد. عملا تفاوت اندکی در این میان وجود دارد بجز اینکه در برخورد با این موضوع بعنوان دفاع، متهمی که مایل است بر رضایت اتکا کند مجبور خواهد بود که خود را از بار ادله رها کند. از این‌رو هر یک از رضایت خود را آشکارا نسبت به اینکه توسط سایرین بارها در روز لمس شده باشیم ابراز می‌کنیم. برای مثال ما نسبت به لمس از سوی آرایشگر و به کارکنان فروشگاه که اندازه ما را می‌گیرند رضایت می‌دهیم.



ads

درباره نویسنده

cloner 112 نوشته در خرید مقاله | انجام مقاله|انجام پایان نامه|چاپ مقاله|اکسپت| پروژه آنلاین|انجام مقاله در تهران دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *