no-img
خرید مقاله | انجام مقاله|چاپ مقاله|اکسپت| پروژه آنلاین|انجام مقاله در تهران

چاپ مقاله رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با هوش اخلاقی در دانشجویان زن و مرد | خرید مقاله | انجام مقاله|چاپ مقاله|اکسپت| پروژه آنلاین|انجام مقاله در تهران


خرید مقاله | انجام مقاله|چاپ مقاله|اکسپت| پروژه آنلاین|انجام مقاله در تهران
انجام مقاله | چاپ مقاله | خرید مقاله | اکسپت | 02166435682
انجام پروژه

adsads
Untitled Document Screen Resolution Statistics

ادامه مطلب

TXT
چاپ مقاله رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با هوش اخلاقی در دانشجویان زن و مرد
txt
شهریور ۱۶, ۱۳۹۷

چاپ مقاله رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با هوش اخلاقی در دانشجویان زن و مرد


چاپ مقاله رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با هوش اخلاقی در دانشجویان زن و مرد

چکیده :
مقدمه وهدف: جامعه ی جهانی و به خصوص جامعه ما از لحاظ اخلاقی و نیز بهداشت روانی در وضعیت مناسبی نمی باشند لذا ضروری است میزان رابطه ی شیوع مشکلات واختلالات روانی و شخصیتی با میزان تقید به فضایل اخلاقی توسط افراد جامعه مورد بررسی قرار گیرد بنابراین هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه ی بین طرحواره های ناسازگار اولیه و هوش اخلاقی بود. روش :به این منظور در قالب یک مطالعه ی همبستگی توسط ۲۰۶ نفر از دانشجویان زن و مرد دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران پرسشنامه های طرحواره های ناسازگار اولیه و هوش اخلاقی تکمیل گردید. سپس نتایج با روش آماری رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که طرحواره های ناسازگار اولیه قادر به پیش بینی هوش اخلاقی در افراد می باشند. بررسی ضرایب رگرسیون نشان داد که از بین مؤلفه های طرحواره های ناسازگار اولیه، حوزه های بریدگی/طرد (۰۱/۰ p<،۲۷۱/۰-=β) و خودگرانی/ عملکرد مختل (۰۱/۰ p<،۲۴۳/۰-=β) به صورت منفی و در سطح معناداری ۰۱/۰ هوش اخلاقی را پیش بینی می کند.

لغات کلیدی : طرحواره ناسازگار اولیه ، هوش اخلاقی،چاپ مقاله،انجام مقاله،اکسپت،انجام مقاله درتهران،خرید مقاله،انجام مقاله در تهران،بهترین موسسه انجام مقاله،خریدمقاله علمی،انجام مقاله علمی،مقاله نویسی،انجام مقاله نویسی،اکسپت مقاله،انجام مقاله در ایران،انجام مقالات علمی پژوهشی،انجام مقاله به شرط اکسپت،انجام مقاله ایمپکت دار،خرید مقاله ایمپکت دار،خرید مقاله

مقدمه
اخلاق واژه ای است که برای توصیف استانداردهای درست و غلط رفتار و سلوک به کار می رود امروزه اجماع در حال افزایشی در میان روانشناسان وجود دارد که درست در برابر غلط ( اخلاق ) بایستی با توجه به آنچه روابط اجتماعی را تنظیم و زندگی گروهی را تسهیل می کند مفهوم سازی گردد. اخلاق در باره ی مهار نمودن علاقه ی شخصی نیست بلکه در باره ی متعادل نمودن علائق شخصی با علائق دیگر افراد جامعه است ( کوهن و مورس ، ۲۰۱۴ )
بنا به گفته ی فرانکفورت ( ۱۹۷۱ ، به نقل از آندرآ موروآ ، ۲۰۱۵ ) افراد اخلاقی توانایی تامل ، بررسی و قضاوت در مورد خواسته های خود را دارا می باشند و این کار را با درگیر شدن در ارزیابی خودتاملی انجام می دهند که به آنها اجازه می دهد تا تمایز اخلاقی محتاطانه ای نسبت به آنچه خوب یا بد است قایل شوند. از نظر یانگ طرحواره های ناسازگار اولیه دارای خصوصیات زیر می باشند : الگوها یا درون مایه های عمیق و فراگیری هستند ، از خاطرات ، هیجان ها ، شناخت واره ها و احساسات بدنی تشکیل شده اند ، در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته اند ، در سیر زندگی تداوم دارند ، در باره خود و رابطه با دیگران هستند ، به شدت ناکارآمدند. ( یانگ ، کلوزکو و ویشار ، ۲۰۰۳ ) با توجه به تعریف طرحواره های ناسازگار اولیه که اغلب در ابتدای زندگی فرد شکل می گیرند و بر تمام جنبه های شناختی ، هیجانی و رفتاری در بقیه ی زندگی تاثیر گذار هستند به نظر می رسد این طرحواره ها بر مفهوم اخلاق نیز تاثیر بسزایی داشته باشند که در اینجا منظور ما بررسی همین فرضیه است.اهمیت هوش به عنوان عاملی مهم در زندگی فرد بر هیچ کس پوشیده نیست. در ادبیات علمی هوش عمومی مفهومی فراگیر در ارتباط با توانایی شناختی می باشد.این مفهوم اغلب در ارتباط با توانایی یادگیری و تفکر می باشد. هوش اخلاقی توانایی تشخیص بین درست و نادرست بر مبنای قواعد جهانی می باشد. این نوع از هوش در دنیای مدرن همچون یک جهت یاب برای کنش و عمل آدمیان عمل می کند. ( مقدس و خالقی ، ۲۰۱۳) هوش اخلاقی عبارت است از قابلیت پردازش مفروضات اخلاقی و مدیریت خود تنظیمی به طوری که به نتایج اخلاقی مطلوب منجر شود. فردِ دارای هوش اخلاقی ، تمایل به کوشش نمودن در جهت اهداف اخلاقی و به کارگیری قواعد اخلاقی و مهارت های خود تنظیمی برای انجام دادن آن چه برای جامعه ، دیگر موجودات انسانی و غیر انسانی خوب است را دارد. ( کانر و کریستن ، ۲۰۱۴ )
تنگلند تاکید می کند که اعمال غیر اخلاقی که باعث آسیب شدید شوند را می توان به عنوان نمونه ای از بیماری روانی در نظر گرفت اگر به صورت خوشه ای از اعمال همراه با گرایش های شدید در فرد و دارای یک الگوی ثابت و تکراری باشند و به بخشی از منش یا شخصیت فرد تبدیل شوند. می توان از رذائلی همچون حرص و طمع ، خودخواهی و شرارت یا گرایش هایی که در بعضی از تشخیص های راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی وجود دارند مانند دروغ گفتن ، تقلب ، عهدشکنی و قلدری نسبت به دیگران به صورت مکرر به عنوان بیماری روانی یاد کرد. پس اخلاق می تواند در یک نظریه ی کثرت گرایانه ی سلامتی جا داده شود با این فرض که توانایی های اخلاقی جزو توانایی ها و گرایش های مورد نیاز برای سلامتی در نظر گرفته شوند. ( تنگلند ، ۲۰۱۲ )
با توجه به مطالب فوق مشاهده می شود که را بطه ی مستقیمی از لحاظ نظری بین بهداشت روانی و فضائل اخلاقی و یا رابطه معکوسی بین اختلال روانی و فضائل اخلاقی وجود دارد. از طرفی در تحقیقات انجام شده نشان داده شده است که بین طرحواره های ناسازگار اولیه و بسیاری از اختلالات روانی که بر طبق موارد پیش گفته ارتباط تنگاتنگی با اخلاق دارند به خصوص اختلالات شخصیت رابطه ی معناداری وجود دارد. مطابق تحقیق تحلیل عاملی و رابطه بین طرحواره ها و نشانه های بیماری روانی که توسط ولبورن (۲۰۰۲) انجام شده است با این فرضیه ی تئوریک که بین طرحواره های اصلی و نشانه های بیماری های روانشناختی ارتباط وجود دارد. نتایج این تحقیق نشان داد که مطابق فرضیه ، طرحواره ی آسیب پذیری در برابر خطر پیش بینی کننده بسیار مهمی برای اضطراب می باشد هرچند چهار طرحواره ی دیگر شامل رهاشدگی ، شکست ، ایثارگری و بازداری هیجانی نیز پیش بینی کننده ی اضطراب هستند. طرحواره های مربوط به افسردگی عبارتند از رهاشدگی ( چنان که پیش بینی شده بود ) و خویشتن داری ناکافی و طرحواره ی بی اعتمادی بهترین پیش بینی کننده ی پارانویا می باشد همچنین طرحواره ی آسیب پذیری در برابر خطر ، ایثارگری و خویشتن داری ناکافی پیش بینی کننده های مهمی برای پارانویا هستند. همچنین بررسی های چندی د رباره ارتباط میان اختلالهای شخصیت و ارتکاب جرمهای گوناگون انجام شده است. د ر این بررسی ها رابطه میان اختلالهای شخصیت ضد اجتماعی و مرزی با جرم بیشتر مورد تاکید قرار گرفته اند . ( راضیه لطفی ، ۱۳۸۶ ) بررسی گریلو و همکاران ( ۱۹۹۷، به نقل از لطفی ، دنیوی ٍ خسروی ، ۱۳۸۶ ) نشان دادکه اختلال شخصیت مرزی در بیماران مبتلا به سوء مصرف موا د به طور معنی داری بیشتر است. رابطه میان اختلالهای شخصیت با سایر بیماریها و ناهنجاریهای اجتماعی نیز قابل توجه است. یانگ و همکاران گزارش کرده اند که پانزده طرحواره شناختی ناسازگار مشخص کننده ی محدوده ی اختلال های شخصیت هستند که به صورت بالینی امروزه تحت درمان می باشند ( جان پتروچلی ، ۲۰۰۱ )بنا بر این مطابق تحقیقات فوق بین طرحواره ها ی ناسازگار اولیه و اختلال های روانی رابطه وجود دارد.از طرفی مطابق آنچه در قبل گفته شد بین اختلال روانی و فضائل اخلاقی نیز رابطه معکوس وجود دارد. بنابراین از لحاظ تئوریک بین طرحواره های ناسازگار اولیه و فضائل اخلاقی نیز رابطه وجود دارد. هاردی، والکر ، السن ، وودبری و هیکمن ( ۲۰۱۴ ، به نقل از مجدآبادی ، ۱۳۹۴ )
از طرفی هوش اخلاقی بر پایه ی هیجان و عقل بنا نهاده شده است. تحقیقات عصب شناختی و بالینی نشان می دهند که تنظیمات بین بچه و مراقب در سالهای اولیه زندگی بر هیجان ، شناخت و منش اخلاقی فرد تاثیر گذار است. تاثیر عمیق و قابل انعطاف سال های اولیه ی زندگی فرد در رشد شناختی ، هیجانی و اخلاقی وی از اواسط قرن بیستم ابتدا توسط هارتمن و بالبی مورد توجه و تاکید قرار گرفت. ( دارسیا ناروائز ، ۲۰۱۰ ) با توجه به این که وان گندرن ، ریج کبوئر و آرنتز ( ۲۰۱۲ ) اظهار داشته اند که طرحواره های ناسازگار در سنین اولیه در نتیجه ی تعامل عواملی همچون خلق و خوی کودک ، سبک فرزندپروری والدین و تجارب مهم و آسیب زای زندگی شکل می گیرند. این طرحواره های ناسازگار واکنشی به برآورده نشدن نیازهای هیجانی مهم کودک می باشند. می توان به وجود ارتباط بین طرحواره های ناسازگار اولیه و هوش اخلاقی نیز از نظر تئوریک معتقد بود. با توجه به مطالب فوق در این پژوهش سعی در پاسخ به این پرسش وجود دارد که « آیا بین طرحواره های ناسازگار اولیه و هوش اخلاقی رابطه ای وجود دارد؟ »



ads

درباره نویسنده

cloner 100 نوشته در خرید مقاله | انجام مقاله|چاپ مقاله|اکسپت| پروژه آنلاین|انجام مقاله در تهران دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *